پرشین بلاگ

هر چی تو بخوای

یك تاجر آمریكایى نزدیك یك روستاى مكزیكى ایستاده بود كه یك قایق كوچك ماهیگیرى از بغلش رد شد كه توش چند تا ماهى بود...


ادامه مطلب
نوشته شده در پنج شنبه 7 مهر 1390برچسب:داستان كوتاه,داستان جالب,داستان خنده دار,ساعت 18:28 توسط میثم| |

پادشاهی پس از اینکه بیمار شد گفت:

«نصف قلمرو پادشاهی ام را به کسی می دهم که بتواند مرا معالجه کند...


ادامه مطلب
نوشته شده در پنج شنبه 7 مهر 1390برچسب:داستان كوتاه,داستان جالب,داستان فلسفي,داستان عجيب,ساعت 18:27 توسط میثم| |

كاترین هشت ساله بود.شبی در اتاق آرام خوابیده بود که از صحبت های پدرو مادرش فهمید که برادر کوچکش سخت مریض است...


ادامه مطلب
نوشته شده در پنج شنبه 7 مهر 1390برچسب:داستان,داستان كوتاه,داستان عجيب,ساعت 18:25 توسط میثم| |


Power By: LoxBlog.Com